پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

سینهٔ ریش است قانون، بانگ نی معنی است بکر

شیشه مصراعی است موزون، جام می معنی است بکر

روی او خورشید و خود گردون بناگوش است صبح

قصهٔ عمر است زلفش خط وی معنی است بکر

در سراغ ناقهٔ لیلی به هر صحرا و دشت

گفت هر جا دید مجنون نقش پی معنی است بکر

هر که واقف گشته از اسرار او را در نظر

برگریزان خزان سرمای دی معنی است بکر

سر آن تنگ دهان مضمون آن موی میان

در تصرف دم مزن زنهار هی معنی است بکر

اهل دولت را اگر واقف شوند از اصل کار

نقل کاووس و حکایت های کی معنی است بکر

آنچه در عالم سعیدا می توان دیدن به چشم

گر بود خورشید و مه بالله کی معنی است بکر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲در جهانی کاو متاع فخر او باشد غرور
  2. شمارهٔ ۳۶۳خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهر
  3. شمارهٔ ۳۶۴در نگاه بت خودکام نمی باشد مهر
  4. شمارهٔ ۳۶۵صبحدم تا شده بیرون ز افق، خاور مهر
  5. شمارهٔ ۳۶۶چو آب در دل هر سنگدل برو جا گیر
  6. شمارهٔ ۳۶۷بشنوید این نکته را ای اهل راز
  7. شمارهٔ ۳۶۸خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز
  8. شمارهٔ ۳۶۹به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.