پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

یاد خود سعی کن و از دل آگاه ببر

زندهٔ خویش چو خود مرده از این راه ببر

دست خالی به طلبکاری دلدار مرو

هیچ اگر نیست ز اسباب جهان، آه ببر

یارب افتاده ز پا یوسف توفیق به چاه

کاروانی ز کرم بر سر این چاه ببر

دست گر بر سر آن کاکل مشکین نرسد

پیش زلفش گلهٔ طالع کوتاه ببر

به هواداری خورشید جمالش ای اشک

هر غباری که بود از دل آن ماه ببر

همچو خورشید، سعیدا به بد و نیک جهان

جام پر نور پگاه آور و بی گاه ببر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
  2. شمارهٔ ۳۵۹نسخهٔ عکس رخ او، مه تابان حاضر
  3. شمارهٔ ۳۶۰سینهٔ ریش است قانون، بانگ نی معنی است بکر
  4. شمارهٔ ۳۶۱یار من درد و کبابم دل و می خون جگر
  5. شمارهٔ ۳۶۲در جهانی کاو متاع فخر او باشد غرور
  6. شمارهٔ ۳۶۳خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهر
  7. شمارهٔ ۳۶۴در نگاه بت خودکام نمی باشد مهر
  8. شمارهٔ ۳۶۵صبحدم تا شده بیرون ز افق، خاور مهر
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.