پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

ساقیا ساغر شراب بیار

غم دلهای عاشقان بردار

راه عشاق بینوا سرکن

در طریق فنا قدم بردار

تشنگانند اوفتاده به خاک

از شراب وصال کن سرشار

در طریق وفا چو نافهٔ مشک

همه جان صحتند و تن بیمار

همگی همچو حلقهٔ زنجیر

در دل یکدگر گرفته قرار

روی شادی ز چشم ایشان محو

پشت غم گشته گردشان دیوار

بید مجنون باغ و راغ خودند

همه بی حاصلند و نیکوکار

در رز و باغ این گروه که نیست

نه خزان راه دارد و نه بهار

ظاهراً این گروه را منگر

همه سر خفته اند و دل بیدار

در مکانی کمند از کم کم

در زمانی ز بیشتر بسیار

همه هشیار مست کردارند

همه مست به کار خود هشیار

جمله از سر نهاده بار خودی

نه ز سر واقف و نه از دستار

همه را دیده همچو نرگس باز

همه را دل چو گل شکفته عذار

همگی همچو ما به کف دارند

آنچه دارند از پی ایثار

بوسه زن خاک پای یک یک را

سرمهٔ دیده ای به دست بیار

ای سیعدا تو هم از ایشانی

گرچه دارند از تو ایشان عار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶یاد خود سعی کن و از دل آگاه ببر
  2. شمارهٔ ۳۵۷چون شود آشفته زلفش از نسیم بی خبر
  3. شمارهٔ ۳۵۸در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
  4. شمارهٔ ۳۵۹نسخهٔ عکس رخ او، مه تابان حاضر
  5. شمارهٔ ۳۶۰سینهٔ ریش است قانون، بانگ نی معنی است بکر
  6. شمارهٔ ۳۶۱یار من درد و کبابم دل و می خون جگر
  7. شمارهٔ ۳۶۲در جهانی کاو متاع فخر او باشد غرور
  8. شمارهٔ ۳۶۳خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهر
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.