پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

شد میسر شب وصلت شب عید آخر کار

ماه را دید به رخسار تو دید آخر کار

یاد از پیرهن یوسف مصری می داد

هر نسیمی که ز کوی تو وزید آخر کار

حاصل کار جهان غیر پشیمانی نیست

کیست در دهر که دستی نگزید آخر کار؟

بسکه مشق غم بی برگ و نوایی کردیم

از نی خامهٔ ما ناله دمید آخر کار

سینه ام شد هدف ناوک مژگان دیگر

غم دل باز کمان که کشید آخر کار؟

شادی وصل به یک غمزه تلافی ها کرد

انچه دل در غم هجر تو کشید آخر کار

فلک از دیدهٔ امید کشید آب حیات

نشود تا که سیه چشم سفید آخر کار

روز تا روی به زردی ننهد ممکن نیست

رنگ از چهرهٔ ایام پرید آخر کار

عمرها گرچه ز ما صرف شقاوت گردید

شکرلله که گشتیم سعید آخر کار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵در به در گردیده دشمن روبرو گردیده یار
  2. شمارهٔ ۳۵۶یاد خود سعی کن و از دل آگاه ببر
  3. شمارهٔ ۳۵۷چون شود آشفته زلفش از نسیم بی خبر
  4. شمارهٔ ۳۵۸در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
  5. شمارهٔ ۳۵۹نسخهٔ عکس رخ او، مه تابان حاضر
  6. شمارهٔ ۳۶۰سینهٔ ریش است قانون، بانگ نی معنی است بکر
  7. شمارهٔ ۳۶۱یار من درد و کبابم دل و می خون جگر
  8. شمارهٔ ۳۶۲در جهانی کاو متاع فخر او باشد غرور
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.