پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

بی صفت گر شود این جان علایق آثار

سایهٔ سر نکنم جز الف قامت یار

هر نفس دل به تو راه دگری می یابد

چارهٔ کوی تو بیرون بود از حد شمار

بحر را کشتی ما موج صفت می گردد

که رود تا به میان گاه بیاید به کنار

دم فروبند و به من راه سخن را واکن

که کشد از نفس آیینهٔ طبعم آزار

گه خدا دانم و گاهی به خدا نادانم

گاه تسبیح به کف دارم و گاهی زنار

ترک جانان نکنی ترک جهان نتوانی

هر که از سر گذرد می گذرد از دستار

غافلان را نتوان کرد سعیدا آگاه

هر که را خواب عدم برد نگردد بیدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴ساقیا ساغر شراب بیار
  2. شمارهٔ ۳۵۵در به در گردیده دشمن روبرو گردیده یار
  3. شمارهٔ ۳۵۶یاد خود سعی کن و از دل آگاه ببر
  4. شمارهٔ ۳۵۷چون شود آشفته زلفش از نسیم بی خبر
  5. شمارهٔ ۳۵۸در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
  6. شمارهٔ ۳۵۹نسخهٔ عکس رخ او، مه تابان حاضر
  7. شمارهٔ ۳۶۰سینهٔ ریش است قانون، بانگ نی معنی است بکر
  8. شمارهٔ ۳۶۱یار من درد و کبابم دل و می خون جگر
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.