پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ

خون جوشد از دمش چو می ارغوان لذیذ

شد آبروی تیغ تو در کام جان لذیذ

خون از دمش به دل چو می ارغوان لذیذ

گردون چو نیشکر به دهان می‌مکد مرا

آری که در مذاق بود استخوان لذیذ

با آن که خامش است دلا راست گو سخن

حلوای قند یا لب آن مهربان لذیذ؟

تا قند ذکر را نرسانی به کام دل

کی می‌شود ز نام سعیدا دهان لذیذ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳شد میسر شب وصلت شب عید آخر کار
  2. شمارهٔ ۳۵۴ساقیا ساغر شراب بیار
  3. شمارهٔ ۳۵۵در به در گردیده دشمن روبرو گردیده یار
  4. شمارهٔ ۳۵۶یاد خود سعی کن و از دل آگاه ببر
  5. شمارهٔ ۳۵۷چون شود آشفته زلفش از نسیم بی خبر
  6. شمارهٔ ۳۵۸در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
  7. شمارهٔ ۳۵۹نسخهٔ عکس رخ او، مه تابان حاضر
  8. شمارهٔ ۳۶۰سینهٔ ریش است قانون، بانگ نی معنی است بکر
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.