پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید

که در فراق تو شد جام باده، چشم سفید

به گوش نرگس از اخلاص یاسمن می گفت

که نور می برد از روی ساده چشم سفید

زمان زمان رود از خود به سیر گل نرگس

عصا گرفته و بر کف نهاده چشم سفید

از این چمن دل نرگس از آن جهت برخاست

که هیچ مادر مشفق نزاده چشم سفید

ز هجر یار سعیدا مگو که چون یعقوب

هزار یوسف مصری فتاده چشم سفید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
  2. شمارهٔ ۳۵۲بی صفت گر شود این جان علایق آثار
  3. شمارهٔ ۳۵۳شد میسر شب وصلت شب عید آخر کار
  4. شمارهٔ ۳۵۴ساقیا ساغر شراب بیار
  5. شمارهٔ ۳۵۵در به در گردیده دشمن روبرو گردیده یار
  6. شمارهٔ ۳۵۶یاد خود سعی کن و از دل آگاه ببر
  7. شمارهٔ ۳۵۷چون شود آشفته زلفش از نسیم بی خبر
  8. شمارهٔ ۳۵۸در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.