پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸

فقر، دل های سیه را کرده است اکثر سفید

می کند آیینه را از زنگ، خاکستر، سفید

آفتاب عالم آرا هم ز گردون قطعه ای است

صبح می سازد به صد خون جگر در بر سفید

برد کار از دست ما رندان به زور زر رقیب

صاحبش را دستگیری کرد روی زر سفید

عشق می باید که آرد خون عاشق را به جوش

می برآید از دل افسردگان خنجر سفید

عندلیب نطق ما هر جا شود سبز ای رقیب

کی تواند کرد آن جا [زاغ] بال و پر سفید؟

نیست جای نقطه ای خالی سعیدا از گناه

نامهٔ ما چون تواند گشت در محشر سفید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۰نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذ
  2. شمارهٔ ۳۵۱شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
  3. شمارهٔ ۳۵۲بی صفت گر شود این جان علایق آثار
  4. شمارهٔ ۳۵۳شد میسر شب وصلت شب عید آخر کار
  5. شمارهٔ ۳۵۴ساقیا ساغر شراب بیار
  6. شمارهٔ ۳۵۵در به در گردیده دشمن روبرو گردیده یار
  7. شمارهٔ ۳۵۶یاد خود سعی کن و از دل آگاه ببر
  8. شمارهٔ ۳۵۷چون شود آشفته زلفش از نسیم بی خبر
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.