پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

بی برگ شو چو نی به نوا می توان رسید

از راه نیستی به خدا می توان رسید

وامانده از وصول، اصول ای فروع جوی

از سایه گر بری به هما می توان رسید

ای دل به کوی یار اگر درد، همره است

مردانه زن قدم به دوا می توان رسید

چون سرو با کجی مکن الفت در این چمن

از راستی به نشو و نما می توان رسید

او خود مگر به جذبه سعیدا کشد تو را

ورنه به جد و جهد کجا می توان رسید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸فقر، دل های سیه را کرده است اکثر سفید
  2. شمارهٔ ۳۴۹همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
  3. شمارهٔ ۳۵۰نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذ
  4. شمارهٔ ۳۵۱شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
  5. شمارهٔ ۳۵۲بی صفت گر شود این جان علایق آثار
  6. شمارهٔ ۳۵۳شد میسر شب وصلت شب عید آخر کار
  7. شمارهٔ ۳۵۴ساقیا ساغر شراب بیار
  8. شمارهٔ ۳۵۵در به در گردیده دشمن روبرو گردیده یار
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.