پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید

زود باشید چه بیش است و چه کم برخیزید

گرچه بر ساحل این دجله نشستید بسی

وقت آن است که با دیدهٔ نم برخیزید

هر دلی را که غباری ز شما بنشیند

زود سازید دوا و چو الم برخیزید

چند جامی بکشید و سر دارا شکنید

در خرابات نشینید و چو جم برخیزید

از کسی تا به شما و ز شما تا به کسی

پیش از آن دم که رسد جور و ستم برخیزید

تا توانید به آیین عرب ننشینید

همچو صوت از سر قانون عجم برخیزید

مدعی تا نشود کافر و مؤمن فردا

چون سعیدا ز در دیر و حرم برخیزید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷مگر که بوی گل و لاله [از] هوا جوشید
  2. شمارهٔ ۳۴۸فقر، دل های سیه را کرده است اکثر سفید
  3. شمارهٔ ۳۴۹همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
  4. شمارهٔ ۳۵۰نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذ
  5. شمارهٔ ۳۵۱شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
  6. شمارهٔ ۳۵۲بی صفت گر شود این جان علایق آثار
  7. شمارهٔ ۳۵۳شد میسر شب وصلت شب عید آخر کار
  8. شمارهٔ ۳۵۴ساقیا ساغر شراب بیار
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.