پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۴

هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید

زهر باید نوش کرد از جام جم باید برید

دهر دریایی است بی پایان و ما امواج او

ای رفیقان همچو موج آخر ز هم باید برید

مهدجنبان، درد و [انده] دایهٔ غم، مشفقش

ناف طفل خویشتن را با الم باید برید

با دم تیغ فنا هر بند و پیوندی که هست

از نیستان تعلق چون قلم باید برید

تا اثر باقی است از هستی گریزانم ز خود

اندرین راه از پی خود چون قلم باید برید

طفل شب را قسمت روزی ز شیر ماهتاب

سیر ناگردیده شام و صبحدم باید برید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۶بی برگ شو چو نی به نوا می توان رسید
  2. شمارهٔ ۳۴۷مگر که بوی گل و لاله [از] هوا جوشید
  3. شمارهٔ ۳۴۸فقر، دل های سیه را کرده است اکثر سفید
  4. شمارهٔ ۳۴۹همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
  5. شمارهٔ ۳۵۰نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذ
  6. شمارهٔ ۳۵۱شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
  7. شمارهٔ ۳۵۲بی صفت گر شود این جان علایق آثار
  8. شمارهٔ ۳۵۳شد میسر شب وصلت شب عید آخر کار
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.