پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

کس به دور نرگس مست تو هشیاری ندید

آسمان جز فتنهٔ چشم تو بیداری ندید

او چه داند حال ظلمت دیدگان عشق را

در جهان غیر از نگاه خود ستمکاری ندید

تا به لب آمد غم دل از برای غمخوری

لیک غیر از خویشتن بر خویش غمخواری ندید

گاه در پایت فتد گه در کمر پیچد تو را

کس به دور عارضت چون زلف، عیاری ندید

از برای امتحان هر سو که دل گردیده است

جز اجل در پیش روی خویش دیواری ندید

می کشد شرمندگی آخر سعیدا هر که او

غیر گفتار عبث از خویش کرداری ندید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید
  2. شمارهٔ ۳۴۶بی برگ شو چو نی به نوا می توان رسید
  3. شمارهٔ ۳۴۷مگر که بوی گل و لاله [از] هوا جوشید
  4. شمارهٔ ۳۴۸فقر، دل های سیه را کرده است اکثر سفید
  5. شمارهٔ ۳۴۹همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
  6. شمارهٔ ۳۵۰نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذ
  7. شمارهٔ ۳۵۱شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
  8. شمارهٔ ۳۵۲بی صفت گر شود این جان علایق آثار
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.