پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

گدا که بر سر راه بخیل می آید

چو پشه ای است که در چشم پیل می آید

هر که عاقبت کار این جهان را دید

عزیز مصر به چشمش ذلیل می آید

خطا مکن نظر از مطلبی که داری پیش

به پیشواز تو گر جبرئیل می آید

بنای کلبهٔ ویرانه ام چنان شد محو

که سیل غم به هزاران دلیل می آید

برای رزق، سعیدا مرو ز جا هرگز

که قسمت تو کثیر و قلیل می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲دلا گنج روانی سوی این ویرانه می‌آید
  2. شمارهٔ ۳۴۳کس به دور نرگس مست تو هشیاری ندید
  3. شمارهٔ ۳۴۴هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید
  4. شمارهٔ ۳۴۵دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید
  5. شمارهٔ ۳۴۶بی برگ شو چو نی به نوا می توان رسید
  6. شمارهٔ ۳۴۷مگر که بوی گل و لاله [از] هوا جوشید
  7. شمارهٔ ۳۴۸فقر، دل های سیه را کرده است اکثر سفید
  8. شمارهٔ ۳۴۹همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.