پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

دل ز بیداد غم خوبان مصفا می‌شود

از غبار راه یوسف، کور بینا می‌شود

از تو زیبا می‌نماید دل به هر نوعی بری

عشوه‌گر با ناز همراه است رعنا می‌شود

آنچه من در گریهٔ خود دیده‌ام از روی تو

گر نباشد در میان روی تو دریا می‌شود

صدهزاران جان به قربان تو دارد انتظار

بر سر کوی تو یک روزی تماشا می‌شود

کار من وابسته چون توأم به کار مردم است

کام شیرین می‌کنم از هرکه حلوا می‌شود

هر خدنگی را که می‌اندازد آن ابروکمان

با رقیبان است منجر باز با ما می‌شود

مدعی امروز از ما گفتگو پوشیده است

گر خدا قاضی است فردا این سخن وامی‌شود

گرد هستی را سعیدا خاک دامن می‌کنم

آنچه گم کردیم در این خانه پیدا می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲صفای وقت جهان چون به ما نمی خواهد
  2. شمارهٔ ۳۳۳ز عاشق، صبر، تسکین از دل دیوانه می‌خواهد
  3. شمارهٔ ۳۳۴دلم را هم‌نشین یاری جهان‌گردیده می‌باید
  4. شمارهٔ ۳۳۵هر که در این در ز راه صدق درآید
  5. شمارهٔ ۳۳۶اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
  6. شمارهٔ ۳۳۷ز ما کسی که نهان کرده روی خویش نماید
  7. شمارهٔ ۳۳۸رود یوسف دگر در چه گر آن مشکین رسن آید
  8. شمارهٔ ۳۳۹هر که از خود فرود می آید
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.