پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۴

دلم را هم‌نشین یاری جهان‌گردیده می‌باید

رفیق نوح ای جان، مرد طوفان‌دیده می‌باید

به خال و خط و ابرو کی توان بردن مرا از جا

که در تاراج دل، چشم نگه دزدیده می‌باید

به جانان خوش نباشد نامه را خالی فرستادن

در این مکتوب با خط، جان و دل پیچیده می‌باید

به آن بالا نظر کردن به آن مه روبه‌رو گشتن

بلاها دیده می‌باید ستم وزیده می‌باید

سعیدا کار خامان نیست در آتش وطن کردن

که عاشق چون سپند از دانه‌ها برچیده می‌باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۶اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
  2. شمارهٔ ۳۳۷ز ما کسی که نهان کرده روی خویش نماید
  3. شمارهٔ ۳۳۸رود یوسف دگر در چه گر آن مشکین رسن آید
  4. شمارهٔ ۳۳۹هر که از خود فرود می آید
  5. شمارهٔ ۳۴۰گدا که بر سر راه بخیل می آید
  6. شمارهٔ ۳۴۱نه جانان کشته‌اش را از پی نظاره می‌آید
  7. شمارهٔ ۳۴۲دلا گنج روانی سوی این ویرانه می‌آید
  8. شمارهٔ ۳۴۳کس به دور نرگس مست تو هشیاری ندید
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.