پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

صفای وقت جهان چون به ما نمی خواهد

که زشت آینهٔ باصفا نمی خواهد

شکست توبه خوش آمد مرا که رو زردی

نمی کشد ز کس و مومیا نمی خواهد

بیا به کشتی بحر فنانشین و برو

ز خود که کشمکش ناخدا نمی خواهد

چنان سبک شده ام در ره وفا که چو کاه

کشیدنم مدد کهربا نمی خواهد

هر آنچه کس طلبد از کریم می یابد

خوش آن که او ز خدا جز خدا نمی خواهد

کسی است نیک که نیکی چو می کند امروز

در آن مقابله فردا جزا نمی خواهد

خوشم به طور سعیدا و بی نیازی او

که زخم، مرهم و دردش دوا نمی خواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴دلم را هم‌نشین یاری جهان‌گردیده می‌باید
  2. شمارهٔ ۳۳۵هر که در این در ز راه صدق درآید
  3. شمارهٔ ۳۳۶اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
  4. شمارهٔ ۳۳۷ز ما کسی که نهان کرده روی خویش نماید
  5. شمارهٔ ۳۳۸رود یوسف دگر در چه گر آن مشکین رسن آید
  6. شمارهٔ ۳۳۹هر که از خود فرود می آید
  7. شمارهٔ ۳۴۰گدا که بر سر راه بخیل می آید
  8. شمارهٔ ۳۴۱نه جانان کشته‌اش را از پی نظاره می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.