پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

هر بتی قبله نمای دل دانا نشود

طوطی عقل ز هر آینه گویا نشود

عاشق از جلوهٔ معشوق نمایان گردد

سرو تا سر نکشد فاخته پیدا نشود

بر در دل چه زنی حلقه که این قفل گران

بی مددکاری مفتاح دعا وانشود

راه در زیر لب فاخته پنهان گردد

سرو اگر پیشرو آن قد و بالا نشود

با چنین سنگدلی زاهد اگر خاک شود

گل شود کوزه شود ساغر و مینا نشود

به یقین دیدهٔ یعقوب نخواهد بودن

که رسد پیرهن یوسف [و] بینا نشود

به غلط راه در آن کوی نمی یابد کس

هر گدایی به در دوست سعیدا نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰دل ز بیداد غم خوبان مصفا می‌شود
  2. شمارهٔ ۳۳۱کار، کی از آتش رخسارهٔ گل می‌شود
  3. شمارهٔ ۳۳۲صفای وقت جهان چون به ما نمی خواهد
  4. شمارهٔ ۳۳۳ز عاشق، صبر، تسکین از دل دیوانه می‌خواهد
  5. شمارهٔ ۳۳۴دلم را هم‌نشین یاری جهان‌گردیده می‌باید
  6. شمارهٔ ۳۳۵هر که در این در ز راه صدق درآید
  7. شمارهٔ ۳۳۶اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
  8. شمارهٔ ۳۳۷ز ما کسی که نهان کرده روی خویش نماید
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.