پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

چشم او را نگذارید که هشیار شود

فتنه را مصلحت آن نیست که بیدار شود

یار گیرم که نمودار شود کو چشمی

که به یک مرتبه شایستهٔ دیدار شود

دل ما رنگ تعلق نپذیرد هرگز

که ز تمثال کی آیینه گرانبار شود؟

صدف حوصلهٔ ما نشود پر هرگز

گر همه دیدهٔ ما ابر گهربار شود

سبحه در دست سعیدا مدهید ای زهاد

که مبادا رود و رشتهٔ زنار شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹هر که غافل یک نفس شد صاحب دم کی شود؟
  2. شمارهٔ ۳۳۰دل ز بیداد غم خوبان مصفا می‌شود
  3. شمارهٔ ۳۳۱کار، کی از آتش رخسارهٔ گل می‌شود
  4. شمارهٔ ۳۳۲صفای وقت جهان چون به ما نمی خواهد
  5. شمارهٔ ۳۳۳ز عاشق، صبر، تسکین از دل دیوانه می‌خواهد
  6. شمارهٔ ۳۳۴دلم را هم‌نشین یاری جهان‌گردیده می‌باید
  7. شمارهٔ ۳۳۵هر که در این در ز راه صدق درآید
  8. شمارهٔ ۳۳۶اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.