پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

جسم ما از ناتوانی جان نمی گیرد به خود

درد ما از نازکی درمان نمی گیرد به خود

کاملی ذاتی زیاد و کم ندارد در وجود

تیغ ابرو زحمت سوهان نمی گیرد به خود

عارف از تغییر اوضاع جهان دلگیر نیست

گرد کلفت یوسف از زندان نمی گیرد به خود

از شمیم مشک می گردد پریشان زلف یار

ساده [لوحی] کاغذافشان نمی گیرد به خود

مردمان را فکر تعمیر جهان از غافلی است

جز خرابی این ده ویران نمی گیرد به خود

گرد غم چسفیده باشد در گریبان لباس

ورنه انده سینهٔ عریان نمی گیرد به خود

بی محبت زندگی باشد سعیدا کفر محض

ننگ بی عشقی تن بی جان نمی گیرد به خود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷چشم او را نگذارید که هشیار شود
  2. شمارهٔ ۳۲۸هر بتی قبله نمای دل دانا نشود
  3. شمارهٔ ۳۲۹هر که غافل یک نفس شد صاحب دم کی شود؟
  4. شمارهٔ ۳۳۰دل ز بیداد غم خوبان مصفا می‌شود
  5. شمارهٔ ۳۳۱کار، کی از آتش رخسارهٔ گل می‌شود
  6. شمارهٔ ۳۳۲صفای وقت جهان چون به ما نمی خواهد
  7. شمارهٔ ۳۳۳ز عاشق، صبر، تسکین از دل دیوانه می‌خواهد
  8. شمارهٔ ۳۳۴دلم را هم‌نشین یاری جهان‌گردیده می‌باید
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.