پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

چند در اندیشهٔ دنیا و دین خواهیم بود

تا به کی در فکر و ذکر [آن و این] خواهیم بود؟

گل نخواهد کرد آخر غنچهٔ امید، چند

همچو داغ دست ما در آستین خواهیم بود؟

گرچه خواهم از نظرها رفت اما چون خیال

در دل و در سینه ها فکر متین خواهیم بود

یک شبی آخر در این عالم، قران خواهیم کرد

هر چه باداباد با ماهی قرین خواهیم بود

دوست گر در خاطر خود جا دهد مهریم مهر

در دل دشمن چو بنشینیم کین خواهیم بود

زور [بازویی] بخواه و دست همت کن دراز

ای سعیدا چند ما در [ماء] و طین خواهیم بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴دیدم به چشم سر، که سکندر نشسته بود
  2. شمارهٔ ۳۲۵جسم ما از ناتوانی جان نمی گیرد به خود
  3. شمارهٔ ۳۲۶خانهٔ نفس من خراب شود
  4. شمارهٔ ۳۲۷چشم او را نگذارید که هشیار شود
  5. شمارهٔ ۳۲۸هر بتی قبله نمای دل دانا نشود
  6. شمارهٔ ۳۲۹هر که غافل یک نفس شد صاحب دم کی شود؟
  7. شمارهٔ ۳۳۰دل ز بیداد غم خوبان مصفا می‌شود
  8. شمارهٔ ۳۳۱کار، کی از آتش رخسارهٔ گل می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.