پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

خوبان نه ناز [بیهده] آغاز می کنند

ایشان به بردن دل ما ناز می کنند

چون سرو هر کسی که ز برگ و ثمر گذشت

آزاد می کنند و سرافراز می کنند

در کار می کنند دو صد عقدهٔ دگر

هر عقده ای که از دل ما باز می کنند

آنان که سر به جیب تفکر کشیده اند

بر روی خود ز غیب، دری باز می کنند

خاموش نیستند فرورفتگان خاک

از راه دل به همدگر آواز می کنند

هر دم هزار مرغ هوس از سریر دل

بی خویش در هوای تو پرواز می کنند

آیینه می شود دل اگر آهنین بود

در آتش غم تو چو پرداز می کنند

مرغان بال بستهٔ نظاره هر زمان

در راه انتظار تو پرواز می کنند

خشت سرای عدل به صد جور می کشند

از ظلم، خانه ای دگر آغاز می کنند

کی می کنند کار خدایی جهانیان؟

گر می کنند باز خدا ساز می کنند

با نازپروران ستمگر جفاکشان

عرض نیاز خویش به انداز می کنند

فیضی نمی برند سعیدا ز اهل دل

آنان که شرح حال دل آغاز می کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰روشندلان که آخر دم از جهان روند
  2. شمارهٔ ۳۲۱هر آن صید کز دام غافل نشیند
  3. شمارهٔ ۳۲۲چند در اندیشهٔ دنیا و دین خواهیم بود
  4. شمارهٔ ۳۲۳ای خوش آن روز که دل در خم گیسوی تو بود
  5. شمارهٔ ۳۲۴دیدم به چشم سر، که سکندر نشسته بود
  6. شمارهٔ ۳۲۵جسم ما از ناتوانی جان نمی گیرد به خود
  7. شمارهٔ ۳۲۶خانهٔ نفس من خراب شود
  8. شمارهٔ ۳۲۷چشم او را نگذارید که هشیار شود
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.