پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

کی فرنگی با مسلمانی نهانی می‌کند

آنچه با ما آشکارا یار جانی می‌کند

از خدنگ حادثات چرخ ای دل گوشه‌گیر

چون کمان با پشت خم آن هم جوانی می‌کند

فتح ملک دل به نام عشق ثبت است از ازل

اندرین اقلیم او صاحبقرانی می‌کند

ای بسا دلداده را جان داده او بی‌گفتگو

کار صد خضر و مسیحا را زبانی می‌کند

نیست بی‌شوری خیالم سر دیوانم بکن

شعر من هم کار اشعار فغانی می‌کند

جان‌فشانی کن سعیدا گر نداری جان دریغ

از غبار خط رخش عنبرفشانی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸خوبان نه ناز [بیهده] آغاز می کنند
  2. شمارهٔ ۳۱۹شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می‌کنند
  3. شمارهٔ ۳۲۰روشندلان که آخر دم از جهان روند
  4. شمارهٔ ۳۲۱هر آن صید کز دام غافل نشیند
  5. شمارهٔ ۳۲۲چند در اندیشهٔ دنیا و دین خواهیم بود
  6. شمارهٔ ۳۲۳ای خوش آن روز که دل در خم گیسوی تو بود
  7. شمارهٔ ۳۲۴دیدم به چشم سر، که سکندر نشسته بود
  8. شمارهٔ ۳۲۵جسم ما از ناتوانی جان نمی گیرد به خود
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.