پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۵

آن ماهوش که در همه جا جلوه می کند

خورشید در خرابهٔ ما جلوه می کند

در سینه های روشن و در دیده های پاک

دایم ز فیض صلح و صفا جلوه می کند

از موج خیز حادثه بی طاقتی چرا

ای ناخدا مگر دو خدا جلوه می کند؟

خورشیدوش برآمده از خوابگاه ناز

امروز باز تا به کجا جلوه می کند

آن سالکی که باخبر است از مقام خویش

دایم میان خوف و رجا جلوه می کند

ای دلبران برای خدا جلوه گر شوید

نور خدا ز روی شما جلوه می کند

اقبال در عنان تو عالم گرفته است

در سایهٔ تو بال هما جلوه می ند

بر مدعی ز نکهت اخلاص بهره نیست

با او همیشه بوی ریا جلوه می کند

بنشین به کوی یار سعیدا که بی حجاب

در خانهٔ کریم گدا جلوه می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۷کسان که سود و زیان را در این جهان دانند
  2. شمارهٔ ۳۱۸خوبان نه ناز [بیهده] آغاز می کنند
  3. شمارهٔ ۳۱۹شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می‌کنند
  4. شمارهٔ ۳۲۰روشندلان که آخر دم از جهان روند
  5. شمارهٔ ۳۲۱هر آن صید کز دام غافل نشیند
  6. شمارهٔ ۳۲۲چند در اندیشهٔ دنیا و دین خواهیم بود
  7. شمارهٔ ۳۲۳ای خوش آن روز که دل در خم گیسوی تو بود
  8. شمارهٔ ۳۲۴دیدم به چشم سر، که سکندر نشسته بود
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.