پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

رمزی است این که شمع فروزنده می کند

بر حال خویش گریه به ما خنده می کند

نازم به فکر شمع و صفای ضمیر او

روشن چراغ مردهٔ خود زنده می کند

آزاد می کند ز دو کونش نگاه عشق

آن را که در محبت خود بنده می کند

مانی تصوری [چو تو] خواهد کشد بدل

او را خیال عکس تو شرمنده می کند

در چشم جود، خرمن طاعت به نیم جو

زاهد چرا ذخیرهٔ آینده می کند

در دل هوای زلف، سعیدا گرفته جا

زان رو خیال های پراکنده می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶کی فرنگی با مسلمانی نهانی می‌کند
  2. شمارهٔ ۳۱۷کسان که سود و زیان را در این جهان دانند
  3. شمارهٔ ۳۱۸خوبان نه ناز [بیهده] آغاز می کنند
  4. شمارهٔ ۳۱۹شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می‌کنند
  5. شمارهٔ ۳۲۰روشندلان که آخر دم از جهان روند
  6. شمارهٔ ۳۲۱هر آن صید کز دام غافل نشیند
  7. شمارهٔ ۳۲۲چند در اندیشهٔ دنیا و دین خواهیم بود
  8. شمارهٔ ۳۲۳ای خوش آن روز که دل در خم گیسوی تو بود
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.