پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

هر که یاد قامت آن سروبالا می کند

بهر مطلع مصرع برجسته پیدا می کند

نیست در خاطر غباری از کسی آیینه ام

هر که می بیند مرا خود را تماشا می کند

نیست یک حاکم به ملک حسن، شهر طرفه ای است

خط اگر آزاد سازد زلف دعوا می کند

چون نگردم امت لعل لبش کان می پرست

گاه کار خضر و گه کار مسیحا می کند

دیدهٔ خودبین چو عکس افتاده در آیینه ها

هر که دارد چشم عبرت بین تماشا می کند

بی حجابش کس چسان بیند سعیدا دیده ام

از حیا در چشم مردم خویش را جا می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳لعلش که کار بوسه به انداز می‌کند
  2. شمارهٔ ۳۱۴رمزی است این که شمع فروزنده می کند
  3. شمارهٔ ۳۱۵آن ماهوش که در همه جا جلوه می کند
  4. شمارهٔ ۳۱۶کی فرنگی با مسلمانی نهانی می‌کند
  5. شمارهٔ ۳۱۷کسان که سود و زیان را در این جهان دانند
  6. شمارهٔ ۳۱۸خوبان نه ناز [بیهده] آغاز می کنند
  7. شمارهٔ ۳۱۹شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می‌کنند
  8. شمارهٔ ۳۲۰روشندلان که آخر دم از جهان روند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.