پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

[تیر] ماهت فصل نوروزی کند

بوریاباف تو زردوزی کند

روز مهرت عالم آرا می شود

شب نجومت مشعل افروزی کند

گر بگیری دست هر گم گشته ای

گمرهان را او قلاوزی کند

گر سگی را بر در خود ره دهی

او ز یمن همتت یوزی کند

عشق را با عقل در یک دل مکن

شیر را روبه بدآموزی کند

درد می خواهد که پرسد خاطرم

داغ می خواهد که دلسوزی کند

ای سعیدا هر چه می خواهی از او

او ز خوان همتش روزی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲هر کس نظر به سوی تو از دور می کند
  2. شمارهٔ ۳۱۳لعلش که کار بوسه به انداز می‌کند
  3. شمارهٔ ۳۱۴رمزی است این که شمع فروزنده می کند
  4. شمارهٔ ۳۱۵آن ماهوش که در همه جا جلوه می کند
  5. شمارهٔ ۳۱۶کی فرنگی با مسلمانی نهانی می‌کند
  6. شمارهٔ ۳۱۷کسان که سود و زیان را در این جهان دانند
  7. شمارهٔ ۳۱۸خوبان نه ناز [بیهده] آغاز می کنند
  8. شمارهٔ ۳۱۹شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می‌کنند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.