پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

هر کس نظر به سوی تو از دور می کند

هر خانه را خیال تو پرنور می کند

بگذر ز چین و چینی و در ساغر سفال

می نوش ای فقیر که فغفور می کند

بر داغ های کهنهٔ صد آرزوی خام

پیری علاج مرهم کافور می کند

داری به یادگار اگر زخم تیغ عشق

الماس ریزه پاش که ناسور می کند

نی می به جام و نی دل جمع و نه سرخوشم

خوشحال آن که کار به دستور می کند

هر کس که دلنشین خلایق شود به سعی

جا در میان خانهٔ زنبور می کند

شوری که عشق در سر من جای کرده است

آخر به زور کاسهٔ تنبور می کند

حق نمک به جای نیارد هر آن که او

حسن نمک فشان تواش کور می کند

پوشیدن نظر نه ز جمعیت دل است

زاهد ریا ز چشم تو مستور می کند

گر نیست هیچ منفعتی از شراب تلخ

مفتی همین بس است که مسرور می کند

هر جا غمی که راه به جایی نمی دهند

بی دست و پا به سینهٔ من زور می کند

صد آفرین به دست و به بازوی آن که او

در زیر خاک دانهٔ انگور می کند

موسی سیاه کرده نظر می رود به طور

دل را نگاه چشم سیه طور می کند

سیلی مگر قفاست سعیدا که روزگار

باز این خرابه را  ز چه معمور می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴رمزی است این که شمع فروزنده می کند
  2. شمارهٔ ۳۱۵آن ماهوش که در همه جا جلوه می کند
  3. شمارهٔ ۳۱۶کی فرنگی با مسلمانی نهانی می‌کند
  4. شمارهٔ ۳۱۷کسان که سود و زیان را در این جهان دانند
  5. شمارهٔ ۳۱۸خوبان نه ناز [بیهده] آغاز می کنند
  6. شمارهٔ ۳۱۹شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می‌کنند
  7. شمارهٔ ۳۲۰روشندلان که آخر دم از جهان روند
  8. شمارهٔ ۳۲۱هر آن صید کز دام غافل نشیند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.