پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

خوش آن کسان که به فکر دل فگار خودند

چو داغ لاله چراغ سر مزار خودند

چو گل شکفته دماغند در پریشانی

چو ابر تازه دل از چشم اشکبار خودند

چو سرو سر به تماشا کشیده اند از باغ

چو سبزه در قدم یار گلعذار خودند

چو زخم لب ز شکایت دوباره دوخته اند

چو داغ تازه شب وروز در فشار خودند

ز غفلت است سعیدا که غیر می بینند

ز خواب ناز چو خیزند در کنار خودند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵نی چو پروانه همه ز آتش نسبت سوزند
  2. شمارهٔ ۳۰۶دلبران چون به هوس رشتهٔ جان می سوزند
  3. شمارهٔ ۳۰۷آن که پشت دست رد بر نقره و زر می‌زند
  4. شمارهٔ ۳۰۸هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند
  5. شمارهٔ ۳۰۹موج دریای جنون کی دست بر دل می‌زند
  6. شمارهٔ ۳۱۰[تیر] ماهت فصل نوروزی کند
  7. شمارهٔ ۳۱۱هر که یاد قامت آن سروبالا می کند
  8. شمارهٔ ۳۱۲هر کس نظر به سوی تو از دور می کند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.