پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

نی چو پروانه همه ز آتش نسبت سوزند

عاشقان بیشتر از گرمی صحبت سوزند

شمع مومی چه کنی با دل سنگی که توراست

ندهد نور چراغی که به تربت سوزند

حسن یوسف چو شود روی بروی رخ یار

چون چراغی است غریبان که به غربت سوزند

دل به جان سوخت چو هندو که پس از سوختنش

ای بسا دوست که خود را به محبت سوزند

هیچ گه باغ شهیدان نبود بی گل داغ

این چراغی است سعیدا که به نوبت سوزند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷آن که پشت دست رد بر نقره و زر می‌زند
  2. شمارهٔ ۳۰۸هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند
  3. شمارهٔ ۳۰۹موج دریای جنون کی دست بر دل می‌زند
  4. شمارهٔ ۳۱۰[تیر] ماهت فصل نوروزی کند
  5. شمارهٔ ۳۱۱هر که یاد قامت آن سروبالا می کند
  6. شمارهٔ ۳۱۲هر کس نظر به سوی تو از دور می کند
  7. شمارهٔ ۳۱۳لعلش که کار بوسه به انداز می‌کند
  8. شمارهٔ ۳۱۴رمزی است این که شمع فروزنده می کند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.