پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

دلبران چون به هوس رشتهٔ جان می سوزند

بیشتر از همه کس سوختگان می سوزند

اتفاقی ز ازل نیست به هم خوبان را

ورنه گر جمع بیایند جهان می سوزند

همه خوبان جهانسوز، چراغ خوبی

طرفه شمعی است که از پرتو آن می سوزند

شعله چون تیز شود خشک ز تر فرقی نیست

عشق چون گرم شود پیر و جوان می سوزند

در دل سنگ بتان آتش پنهانی هست

که از آن پنبهٔ هر داغ نهان می سوزند

سوزش مشعل خود جوهر مردی نبود

این چراغی است که خود پیرزنان می سوزند

سوز اغیار نه از راه کمال شوق است

تا بسوزی تو سعیدا دگران می سوزند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند
  2. شمارهٔ ۳۰۹موج دریای جنون کی دست بر دل می‌زند
  3. شمارهٔ ۳۱۰[تیر] ماهت فصل نوروزی کند
  4. شمارهٔ ۳۱۱هر که یاد قامت آن سروبالا می کند
  5. شمارهٔ ۳۱۲هر کس نظر به سوی تو از دور می کند
  6. شمارهٔ ۳۱۳لعلش که کار بوسه به انداز می‌کند
  7. شمارهٔ ۳۱۴رمزی است این که شمع فروزنده می کند
  8. شمارهٔ ۳۱۵آن ماهوش که در همه جا جلوه می کند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.