پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

گلرخانی که سراسر رو گلزار خودند

دایماً در عرق از گرمی بازار خودند

اهل همت ننشینند گران در دل کس

این گُرُه تا رمقی هست به تن بار خودند

گرچه چشمان تو مستند ولی هشیارند

دایماً باخبر از مردم بیمار خودند

بسکه ابنای زمان کینهٔ هم می ورزند

تا رسد با دگری، در پی آزار خودند

ای خوش آن گوشه نشینان که به صد ناز و نیاز

در حریم خود و در سایهٔ دیوار خودند

آن گروهی که به کف آینهٔ جان دارند

کی به فکر خود و آرایش دیدار خودند؟

کسب جمعیت از آن قوم سعیدا می کن

که پریشان شدهٔ نطق گهربار خودند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴خوش به آسانی به آخر راه مشکل می‌برند
  2. شمارهٔ ۳۰۵نی چو پروانه همه ز آتش نسبت سوزند
  3. شمارهٔ ۳۰۶دلبران چون به هوس رشتهٔ جان می سوزند
  4. شمارهٔ ۳۰۷آن که پشت دست رد بر نقره و زر می‌زند
  5. شمارهٔ ۳۰۸هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند
  6. شمارهٔ ۳۰۹موج دریای جنون کی دست بر دل می‌زند
  7. شمارهٔ ۳۱۰[تیر] ماهت فصل نوروزی کند
  8. شمارهٔ ۳۱۱هر که یاد قامت آن سروبالا می کند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.