پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۹

خط رخسار تو را گرچه ز بر باید خواند

صنعت این است که بی زیر و زبر باید خواند

می توان گفت ز لب حرف به هر گوش ولی

صفت چشم به ارباب نظر باید خواند

ز هنر گوی به ما بی هنران عیب مگوی

عیب را رفته به اصحاب هنر باید خواند

بسکه عالم شده از سنگلدلی گوش گران

بعد از این وعظ به دیوار و به در باید خواند

یاد مجنون به بیابان جنون باید کرد

نقل فرهاد به هر کوه و کمر باید خواند

نی در آغوش کشی نی ز برت دور کنی

نام ترکیب تو [بی] نفع و ضرر باید خواند

عیب کردن هنری را همه از بی هنری است

گر تو داری هنری، عیب هنر باید خواند

گر بود نغمهٔ عشاق سعیدا در دل

مست باید شد و هنگام سحر باید خواند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۱زان زمانی که تن و روح روانم دادند
  2. شمارهٔ ۳۰۲گلرخانی که سراسر رو گلزار خودند
  3. شمارهٔ ۳۰۳خوش آن کسان که به فکر دل فگار خودند
  4. شمارهٔ ۳۰۴خوش به آسانی به آخر راه مشکل می‌برند
  5. شمارهٔ ۳۰۵نی چو پروانه همه ز آتش نسبت سوزند
  6. شمارهٔ ۳۰۶دلبران چون به هوس رشتهٔ جان می سوزند
  7. شمارهٔ ۳۰۷آن که پشت دست رد بر نقره و زر می‌زند
  8. شمارهٔ ۳۰۸هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.