پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

سبزه‌ای جز آه کی از خاک مجنون می‌دمد

از نیستان محبت ناله بیرون می‌دمد

بس که می نوشیده آن بدخو عرق از پیکرش

همچو رنگ باده از مینا به بیرون می‌دمد

در قریب دل هر افسونی که لیلی خوانده است

باز هر باری که می‌خواند به مجنون می‌دمد

خط رخسار تو بی‌جا نیست حسن ظاهرش

شعر ناموزون کجا از طبع موزون می‌دمد

در بهارستان طبعم سبزه‌ای بیگانه نیست

می‌تراشم هرچه آنجا غیر مضمون می‌دمد

دی سعیدا می‌شنید از ساکنان کوی یار

آه گرم کیست این هرشب به گردون می‌دمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند
  2. شمارهٔ ۳۰۱زان زمانی که تن و روح روانم دادند
  3. شمارهٔ ۳۰۲گلرخانی که سراسر رو گلزار خودند
  4. شمارهٔ ۳۰۳خوش آن کسان که به فکر دل فگار خودند
  5. شمارهٔ ۳۰۴خوش به آسانی به آخر راه مشکل می‌برند
  6. شمارهٔ ۳۰۵نی چو پروانه همه ز آتش نسبت سوزند
  7. شمارهٔ ۳۰۶دلبران چون به هوس رشتهٔ جان می سوزند
  8. شمارهٔ ۳۰۷آن که پشت دست رد بر نقره و زر می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.