پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد

همای رفته ز بخت بلند باز آمد

فکنده سر به زمین قاصدم به سوی تو رفت

چو دید قامت سرو تو سرفراز آمد

بجز ترانهٔ ناقوس نغمه راست نکرد

اگرچه مطرب عشق از ره حجاز آمد

کسی است عاشق صادق که در شب هستی

چو صبح خوشدل و چون شمع جانگداز آمد

جهانیان و جهان و جمادیان و نبات

حقیقتی است که در صورت مجاز آمد

قسم به حضرت عزت که نازنینان را

خبر دهید سعیدای بی نیاز آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷ز هجرش جان به کار آمد نیامد
  2. شمارهٔ ۲۹۸سبزه‌ای جز آه کی از خاک مجنون می‌دمد
  3. شمارهٔ ۲۹۹خط رخسار تو را گرچه ز بر باید خواند
  4. شمارهٔ ۳۰۰دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند
  5. شمارهٔ ۳۰۱زان زمانی که تن و روح روانم دادند
  6. شمارهٔ ۳۰۲گلرخانی که سراسر رو گلزار خودند
  7. شمارهٔ ۳۰۳خوش آن کسان که به فکر دل فگار خودند
  8. شمارهٔ ۳۰۴خوش به آسانی به آخر راه مشکل می‌برند
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.