پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

از نگاه غیرجانان چهره در هم می کشد

روی گل شرمندگی از چشم شبنم می کشد

آه یعقوبی رسن بازی اگر خواهد نمود

یوسف ما خویش را از چاه زمزم می کشد

گر سلیمان است انگشت ندامت می گزد

آخر دم چون ز دست خویش خاتم می کشد

بر در واعظ نماند احتیاجش هر که او

حلقه در گوش از فغان اهل ماتم می کشد

دوستی هر چند افزون، دشمنی افزون تر است

بیشتر آزار زخم ما ز مرهم می کشد

کی نماید ای سکندر با تو از آیینه ات

آنچه از جام لبالب گشته اش جم می کشد

اژدهای لا دهان خویش را واکرده است

ترک این دم کن دو عالم را به یک دم می کشد

من کباب بزم آن رندم که در کوی حبیب

خون دل، زهر تغافل، باده با هم می کشد

از نگاه حسرت سوزن مسیحا کی کشید

آنچه از طعن زبان خلق، مریم می کشد

کی سعیدا هر گدایی آشنا گردد به حق

سوزن از این بحر، ابراهیم ادهم می کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱آن نگاه آشنای مشکل آسانت چه شد
  2. شمارهٔ ۲۹۲پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
  3. شمارهٔ ۲۹۳دگر ساقی به بزم ما چنان مستانه می‌رقصد
  4. شمارهٔ ۲۹۴خارخار دل کجا در دیدهٔ ما می‌خلد
  5. شمارهٔ ۲۹۵به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد
  6. شمارهٔ ۲۹۶باز تا در چمن آن سرو خرامان آمد
  7. شمارهٔ ۲۹۷ز هجرش جان به کار آمد نیامد
  8. شمارهٔ ۲۹۸سبزه‌ای جز آه کی از خاک مجنون می‌دمد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.