پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد

غبار آینه را اعتبار پیدا شد

به دور خط رخت کامیاب شد دل ها

گل مراد در این روزگار پیدا شد

برآید از دل مجروح، آه و نالهٔ گرم

پلنگ دایم از این کوهسار پیدا شد

هزار نقش به دل های عاشقان بربست

هر آن شکن که به زلف نگار پیدا شد

خیال در نظر آورد رنگ آن گلروی

مرا به سینهٔ دل خارخار پیدا شد

ز موج خیز حوادث، اجل خلاصم کرد

که بحر شور فنا را کنار پیدا شد

به دور عارض او فتنه های خوابیده

ز سر کشیدن خط آشکار پیدا شد

چگونه خوانمش آدم کسی که آگه نیست

چه کار دارد و بهر چه کار پیدا شد

کرم نشست سعیدا ز پا و شد معیوب

رواج بخل در این روزگار پیدا شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸نقاش طرح صورت آن را چسان کشد
  2. شمارهٔ ۲۸۹از نگاه غیرجانان چهره در هم می کشد
  3. شمارهٔ ۲۹۰از خود گذشته منت دوران نمی کشد
  4. شمارهٔ ۲۹۱آن نگاه آشنای مشکل آسانت چه شد
  5. شمارهٔ ۲۹۲پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
  6. شمارهٔ ۲۹۳دگر ساقی به بزم ما چنان مستانه می‌رقصد
  7. شمارهٔ ۲۹۴خارخار دل کجا در دیدهٔ ما می‌خلد
  8. شمارهٔ ۲۹۵به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.