پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

دل ها به یاد صحبت مستان کباب شد

معموره ها ز دولت خوبان خراب شد

شب بود شمع مجلس ما صبحدم چو شد

بیرون شد از خرابهٔ ما آفتاب شد

دل پیش از این نداشت رواجی به چشم عشق

این شیشه تا شکست به سنگ، انتخاب شد

هر قطرهٔ عرق که چکید از رخش به ناز

پیمانه گشت و جام شکست و گلاب شد

تخمیر ما ز بادهٔ گلرنگ کرده اند

افتاده هر چه در قدح ما شراب شد

آمد چو برف زاهد و بنشست همچو یخ

از همت صراحی و می رفت و آب شد

صبحی دمی جمال تو می خواستم ز حق

برداشتی نقاب و دعا مستجاب شد

می کرد عرض حال سعیدا به پیش او

لیکن زبان گرفت وی از اضطراب شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹از نگاه غیرجانان چهره در هم می کشد
  2. شمارهٔ ۲۹۰از خود گذشته منت دوران نمی کشد
  3. شمارهٔ ۲۹۱آن نگاه آشنای مشکل آسانت چه شد
  4. شمارهٔ ۲۹۲پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
  5. شمارهٔ ۲۹۳دگر ساقی به بزم ما چنان مستانه می‌رقصد
  6. شمارهٔ ۲۹۴خارخار دل کجا در دیدهٔ ما می‌خلد
  7. شمارهٔ ۲۹۵به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد
  8. شمارهٔ ۲۹۶باز تا در چمن آن سرو خرامان آمد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.