پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشد

چو خورشیدم دگر آغاز من انجام من باشد

نخواهم رفت چون خضر از پی آب بقا هرگز

که تا ممکن بود یک قطره می در جام من باشد

سوارم گر گند بر اسب همت، عشق بی پروا

گذشتن از سر کون و مکان یک گام من باشد

ندیدم هیچ گه خود را به کام خود گمان دارم

که عنقایی که می گویند صید دام من باشد

میان بت پرستان رام رامی می توانم گفت

اگر یک لحظه آن کافر سعیدا رام من باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲می تلخ و چمن پرگل، ساقی نمکین باشد
  2. شمارهٔ ۲۸۳سیلی که در این راه گذر داشته باشد
  3. شمارهٔ ۲۸۴گر مطلب تو جنگ است صلح و صفا چه باشد
  4. شمارهٔ ۲۸۵کسی گرد کوی تو گردیده باشد
  5. شمارهٔ ۲۸۶به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد
  6. شمارهٔ ۲۸۷دل ها به یاد صحبت مستان کباب شد
  7. شمارهٔ ۲۸۸نقاش طرح صورت آن را چسان کشد
  8. شمارهٔ ۲۸۹از نگاه غیرجانان چهره در هم می کشد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.