پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

تا چون نیم به لب، لب جانان نمی‌رسد

آوازه‌ای به گوش من از جان نمی‌رسد

باری است اوفتاده حمایل به گردنم

این دست تا به دامن خوبان نمی‌رسد

هم‌صحبتان پخته طلب کن که چون کباب

جز سوختن ز صحبت خامان نمی‌رسد

ما را چه احتیاج به دارالشفای دل

دردی است درد ما که به درمان نمی‌رسد

از دست کوتهی است سعیدا اشارتی

تا دامنی که چاک گریبان نمی‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵رخ زرد عشقبازان چمن و بهار باشد
  2. شمارهٔ ۲۷۶شوم دیوانه اش مجنون به من گر همسفر باشد
  3. شمارهٔ ۲۷۷به ناز دل ز تو بردن خوش است خوش باشد
  4. شمارهٔ ۲۷۸مروت های گردون جور و احسانش ستم باشد
  5. شمارهٔ ۲۷۹مانند کوی جانان کوی دگر نباشد
  6. شمارهٔ ۲۸۰اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشد
  7. شمارهٔ ۲۸۱هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشد
  8. شمارهٔ ۲۸۲می تلخ و چمن پرگل، ساقی نمکین باشد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.