پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

به ناز دل ز تو بردن خوش است خوش باشد

ز ما نیاز سپردن خوش است خوش باشد

شراب صبح که خورشید داغ نشئهٔ اوست

قسم به روی تو خوردن خوش است خوش باشد

چنانچه با تو مرا زندگی [خوشایند] است

به یاد وصل تو مردن خوش است خوش باشد

گذشتم از سر دنیا و آخرت هر دو

که ترک غیر تو کردن خوش است خوش باشد

رقیب گرچه ضعیف است در نظر مگذار

که مو ز دیده ستردن خوش است خوش باشد

به هر بهانه سعیدا در این فراق آباد

نفس به ذکر شمردن خوش است خوش باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹مانند کوی جانان کوی دگر نباشد
  2. شمارهٔ ۲۸۰اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشد
  3. شمارهٔ ۲۸۱هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشد
  4. شمارهٔ ۲۸۲می تلخ و چمن پرگل، ساقی نمکین باشد
  5. شمارهٔ ۲۸۳سیلی که در این راه گذر داشته باشد
  6. شمارهٔ ۲۸۴گر مطلب تو جنگ است صلح و صفا چه باشد
  7. شمارهٔ ۲۸۵کسی گرد کوی تو گردیده باشد
  8. شمارهٔ ۲۸۶به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.