پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

آنچه قسمت کرده هرکس روزی خود می‌خورد

طعمهٔ خود باز و کرکس روزی خود می‌خورد

از ره نظاره عاشق کام می‌یابد ز حسن

با دهان دیده، نرگس روزی خود می‌خورد

منعمم از آن روی گندمگون مکن چون مور خط

خرمن حسن است هرکس روزی خود می‌خورد

هرکه را قسمت به نوعی کرده رزاق جهان

آب از کف آتش از خس روزی خود می‌خورد

کس نمی‌ماند سعیدا بی‌نصیب از خوان او

هرکه آمد پیش یا پس روزی خود می‌خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶فیض از کوچهٔ معشوقه هوا می گیرد
  2. شمارهٔ ۲۶۷رخش روزی که طعن رنگ با لعل بدخشان زد
  3. شمارهٔ ۲۶۸همت چو دست گیرد رطل گران توان زد
  4. شمارهٔ ۲۶۹صدای خستگان جان و دل اندوهگین سوزد
  5. شمارهٔ ۲۷۰اگر تو را هوس آیینه دار برخیزد
  6. شمارهٔ ۲۷۱مکن باور که نفس از جا ز سستی برنمی‌خیزد
  7. شمارهٔ ۲۷۲مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسد
  8. شمارهٔ ۲۷۳تا چون نیم به لب، لب جانان نمی‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.