پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

صدای خستگان جان و دل اندوهگین سوزد

که نی را خانهٔ خالی ز آواز حزین سوزد

چو شمعم پردهٔ فانوس پیراهن کجا گردد

که گر تصویر دست من کشی در آستین سوزد

غبار جسم سوزانم اگر بر روی بحر آید

هر آن موجی که آید از پی گردم جبین سوزد

چسان تا وادی ایمن توانم رفت با موسی

که گر بر طور مانم پای کوه آتشین سوزد

مرا چون بخت با جانان کند نزدیک می میرم

که خس را باد با آتش اگر سازد قرین سوزد

دل مشتاق تیغش بوسه ای ز آن لب نمی خواهد

که حلق تشنه را البته جوش انگبین سوزد

سعیدا زیر خاک اندیشه دارد لالهٔ داغش

مبادا سر کشد یکبارگی روی زمین سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱مکن باور که نفس از جا ز سستی برنمی‌خیزد
  2. شمارهٔ ۲۷۲مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسد
  3. شمارهٔ ۲۷۳تا چون نیم به لب، لب جانان نمی‌رسد
  4. شمارهٔ ۲۷۴خوش آن روزی که سر در راه آن ناآشنا باشد
  5. شمارهٔ ۲۷۵رخ زرد عشقبازان چمن و بهار باشد
  6. شمارهٔ ۲۷۶شوم دیوانه اش مجنون به من گر همسفر باشد
  7. شمارهٔ ۲۷۷به ناز دل ز تو بردن خوش است خوش باشد
  8. شمارهٔ ۲۷۸مروت های گردون جور و احسانش ستم باشد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.