پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد

همچو صبح صادقم در این سیاحت پیر کرد

زلف خوبان بسکه در این گوشه واگردیده است

جذبه را در خلوت ما عشق در زنجیر کرد

خواب دیدم زلف معشوقی به دست آورده ام

هر که را گفتم پریشانی مرا تعبیر کرد

چون صبا با ناتوانی عقده ها واکرده ایم

شیرچشمان را نگاه عجز ما نخجیر کرد

در خم زلفش ز بس دل بر سر دل کرده جا

دلبری از دلبری آن شوخ را دلگیر کرد

تا کمان ابروش دیدیم و مژگان سیاه

روبه‌رو ما را قضا با ناوک تقدیر کرد

می نماید صورت و معنی سعیدا هر چه هست

تا به دل کلک خیالم نقش او تصویر کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹کام تا هست تو را کامروا نتوان کرد
  2. شمارهٔ ۲۶۰خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد
  3. شمارهٔ ۲۶۱دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
  4. شمارهٔ ۲۶۲موج خیز گریهٔ ما چشم تر بار آورد
  5. شمارهٔ ۲۶۳نی همین در نی از آن لب ناله حسرت می‌خورد
  6. شمارهٔ ۲۶۴آنچه قسمت کرده هرکس روزی خود می‌خورد
  7. شمارهٔ ۲۶۵چون ز خون عاشق آن رخساره گل، مل می‌خورد
  8. شمارهٔ ۲۶۶فیض از کوچهٔ معشوقه هوا می گیرد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.