پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

از یک نظر لطف که آن مهر لقا کرد

چون [صبحدمی] هستی من رو به فنا کرد

در صومعه بودم همهٔ عمر مقید

نازم به خرابات که از قید رها کرد

تفریق مزاج دل ما را نتوانست

مردی که به حکمت شکر از شیر جدا کرد

هر غنچه مرا شد به نظر صورت پیکان

تا در دل من تیر غم عشق تو جا کرد

تا عشق تو از هر دو جهان کرد خلاصم

هر کس که مرا دید تو را خیر دعا کرد

هر رنج و جفایی که رسد از دل داناست

از حق مگذر آن که ندانست صفا کرد

جز پیر مغان کس هنر خویش نپوشید

هرگز به کسی گفت فلان عیب چرا کرد

نی دوش که گلبانگ مرا راست نمی گفت

آوازهٔ عشاق تو بی برگ و نوا کرد

در خدمت میخانه به سر برد سعیدا

کس را خبری نیست که او کار خدا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
  2. شمارهٔ ۲۵۶نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
  3. شمارهٔ ۲۵۷در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
  4. شمارهٔ ۲۵۸داغ را چون لاله اجزای بدن خواهیم کرد
  5. شمارهٔ ۲۵۹کام تا هست تو را کامروا نتوان کرد
  6. شمارهٔ ۲۶۰خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۲۶۱دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
  8. شمارهٔ ۲۶۲موج خیز گریهٔ ما چشم تر بار آورد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.