پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

رفت از حریم دیده و دل را کباب کرد

این کعبه را به سنگ جدایی خراب کرد

نگذاشت تا نمود کند رنگ عیش ما

از بسکه نوبهار جوانی شتاب کرد

ما را مراد او ز میان سوزش است و بس

با ما اگرچه ناز و به دشمن عتاب کرد

غیر از دل شکستهٔ ما و خیال دوست

کس دیده است بحر که جا در حباب کرد؟

با آن که می فروش فلاطون شعار ما

در باده آب کرد جهان را خراب کرد

تا دید اعتبار ورق در شکستن است

دوران صحیفهٔ دل ما انتخاب کرد

آیندهٔ حیات به چشمم گذشته است

از بسکه عمر رفته سعیدا شتاب کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
  2. شمارهٔ ۲۵۷در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
  3. شمارهٔ ۲۵۸داغ را چون لاله اجزای بدن خواهیم کرد
  4. شمارهٔ ۲۵۹کام تا هست تو را کامروا نتوان کرد
  5. شمارهٔ ۲۶۰خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد
  6. شمارهٔ ۲۶۱دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
  7. شمارهٔ ۲۶۲موج خیز گریهٔ ما چشم تر بار آورد
  8. شمارهٔ ۲۶۳نی همین در نی از آن لب ناله حسرت می‌خورد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.