پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد

بار خودی خیال تو از پیش می برد

هر خار، کان کشیده به مژگان ز پای گل

بلبل به یادگار دل ریش می برد

تنها نه فارغ از غم دنیاش می کند

غم ها ز دل برون دل درویش می برد

هر گه که دل به خنجر نازی شود دچار

خود را قفا کشیده مرا پیش می برد

اندوه کرد جمع سعیدا برای دل

دریوزه ای به خدمت درویش می برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲آشکار ز نظر یار نهان می گذرد
  2. شمارهٔ ۲۵۳از یک نظر لطف که آن مهر لقا کرد
  3. شمارهٔ ۲۵۴رفت از حریم دیده و دل را کباب کرد
  4. شمارهٔ ۲۵۵نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
  5. شمارهٔ ۲۵۶نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
  6. شمارهٔ ۲۵۷در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
  7. شمارهٔ ۲۵۸داغ را چون لاله اجزای بدن خواهیم کرد
  8. شمارهٔ ۲۵۹کام تا هست تو را کامروا نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.