پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

جهان تو را به سر انکسار می آرد

که تا بزرگ شود در فشار می آرد

نسیم خط تو گر بگذرد به سوی چمن

هزار طعنه به باد بهار می آرد

اگرچه بحر پرآشوب و مست و بی پرواست

شکسته کشتی ما در کنار می آرد

هر آن نهال که از آب دیده پروردم

ز شوربختی من شعله بار می آرد

به فکر کرده و ناکرده عمر صرف مکن

که این حساب غم بی شمار می آرد

تأسفات گذشته، امید آینده

نهال عمر تو هر دم دو بار می آرد

فریب بادهٔ دنیا مخور به رنگ و به بو

که ناچشیده سعیدا خمار می آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
  2. شمارهٔ ۲۵۰ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد
  3. شمارهٔ ۲۵۱در خاطری که آن بت عیار بگذرد
  4. شمارهٔ ۲۵۲آشکار ز نظر یار نهان می گذرد
  5. شمارهٔ ۲۵۳از یک نظر لطف که آن مهر لقا کرد
  6. شمارهٔ ۲۵۴رفت از حریم دیده و دل را کباب کرد
  7. شمارهٔ ۲۵۵نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
  8. شمارهٔ ۲۵۶نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.