پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

هر که دارد صنمی جور و جفایی دارد

دلبر ماست که مهری و وفایی دارد

در چمن تا به هوای تو روان کردم اشک

سرو تشریفی و گل نشو و نمایی دارد

عاشقی را چه غم از جور و جفای ایام

که به هر حال شبی ماه لقایی دارد

در خرابات بکش باده بگو یا شافی

که از او هر الم و درد دوایی دارد

هیچ کافر نفتد همچو سعیدا در هجر

که عجب بادیه و طرفه هوایی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷جهان تو را به سر انکسار می آرد
  2. شمارهٔ ۲۴۸صبحدم از شب وصل تو اثر می آرد
  3. شمارهٔ ۲۴۹چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
  4. شمارهٔ ۲۵۰ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد
  5. شمارهٔ ۲۵۱در خاطری که آن بت عیار بگذرد
  6. شمارهٔ ۲۵۲آشکار ز نظر یار نهان می گذرد
  7. شمارهٔ ۲۵۳از یک نظر لطف که آن مهر لقا کرد
  8. شمارهٔ ۲۵۴رفت از حریم دیده و دل را کباب کرد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.