پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

عاشق از خود چو رود عزت دیگر دارد

عشق بیرون ز جهان دولت دیگر دارد

عالمی در طلب کعبه وز این بیخبرند

یار ما غیر حرم خلوت دیگر دارد

غیر هفتاد و سه مذهب که در این عالم نیست

عشق راه دگر و ملت دیگر دارد

آبرو بر سر شیرینی دوران مفشان

کاین نمک چاشنی و شربت دیگر دارد

گرچه حسن تو و ما هر دو غریبیم غریب

لیک تنهایی ما غربت دیگر دارد

کشتگان را قدمش گرچه کند منت دار

سایهٔ او به زمین، منت دیگر دارد

خار گل گرچه به قدر از رخ گل کمتر نیست

خارخار غم او قیمت دیگر دارد

گرچه عمری است سعیدا که به شادی شادیم

لیک غم با دل ما سبقیت دیگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶چه شور است این که دل از دست آن نامهربان دارد
  2. شمارهٔ ۲۳۷به هنگام دعا زاهد نظر بر آسمان دارد
  3. شمارهٔ ۲۳۸مگر خبر ز دل خسته آن نگار ندارد
  4. شمارهٔ ۲۳۹طفل است یار و چشمش با ما نظر ندارد
  5. شمارهٔ ۲۴۰عالم ز خرابی سر تدبیر ندارد
  6. شمارهٔ ۲۴۱گرچه دورم ز نظر، کی نظر از من دارد
  7. شمارهٔ ۲۴۲چه غم آن مهر پیکر از چنان و از چنین دارد
  8. شمارهٔ ۲۴۳مردی که در این ره، دل آگاه ندارد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.