پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

زمین از اشک سرگردان من گرداب می‌گردد

زمان از ناله‌های زار من سیماب می‌گردد

مگر خورشید در این صبح با گل گرم سر کرده

که از گستاخیش در چشم شبنم آب می‌گردد

به چشم طالع ما سودهٔ الماس اگر پاشی

ز چشم ما نهان ناگشته آن هم‌خواب می‌گردد

مرا در فقر حاصل گشته اکسیر قناعت بس

که خاکستر به زیر پهلوم سنجاب می‌گردد

چسان مشاطه بربندد کمر یارب نمی‌داند

میانی را که از تشبیه مو بی‌تاب می‌گردد

مگر قصد شبیخونی سعیدا آسمان دارد

که امشب بر سر ویرانه‌ام مهتاب می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲چو از نور تجلی ساغری سرشار می‌گردد
  2. شمارهٔ ۲۲۳چه شور است این که بر گرد سر مخمور می‌گردد
  3. شمارهٔ ۲۲۴ز راه عشقبازی این دل شیدا نمی‌گردد
  4. شمارهٔ ۲۲۵در نظربازی من یار نهان می گردد
  5. شمارهٔ ۲۲۶که طرف از این فلک فتنه بار می بندد
  6. شمارهٔ ۲۲۷نه خوی از جبههٔ آن دلبر مغرور می بارد
  7. شمارهٔ ۲۲۸زبان بستهٔ ما صوت بی صدا دارد
  8. شمارهٔ ۲۲۹به هر وادی که آبادی است آن وادی جفا دارد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.